السيد موسى الشبيري الزنجاني

1432

كتاب النكاح ( فارسى )

29 / 08 / 1378 شنبه درس شمارهء ( 156 ) كتاب النكاح / سال دوم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ خلاصهء مطالب اين جلسه : * * * گفته شد كه انصراف به متعارف ، در مواردى كه افراد متعارف نزد عرف به تناسب حكم و موضوع امتيازى داشته باشد مطلب درستى است . البته در مواردى كه عرف روى تناسب حكم و موضوع غير متعارف را خارج نداند انصراف هم نيست ، مثلًا در « اكرم العالم » يكى از افراد نادر اعلم است ، به خاطر اينكه اعلم يك مصداق بيشتر ندارد ولى نمىتوان گفت جمله اكرم العالم از اعلم انصراف دارد چون تناسب حكم و موضوع اين فرد نادر را خارج نمىكند . همچنين تمام افراد از جهتى فرد نادر است ولى تناسب حكم و موضوع ميان اين افراد نادر فرقى نمىگذارد و لذا منشأ انصراف « 1 » نيست . همچنين انصرافات به وى هم ملاك نيست ، مثلًا گفته‌اند كه اگر امر شد به اينكه به زيد پول بدهيد ، ذهن انسان ابتدائاً مىرود روى پولى كه در كيف يا جيب خود دارد و خلاصه ذهن انسان روى محسوسات خودش مىرود ، مثل پول ايرانى نه دلار و امثال آن ، ولى اينها انصرافات بدوى است و لذا با اندك تنبّهى زايل مىشود و فرقى ميان افراد نمىگذارد ، گرچه ذهن ابتدائاً متوجه آن فرد گردد امّا در بعضى از موارد به جهت تناسب حكم و موضوع عرف يك نحوه فرق و امتيازى مىبيند و لذا در اين موارد اگر متكلّم بخواهد به همين مقدار از تعارف اكتفا كند و

--> ( 1 ) - انصراف وضعى نيست بلكه اطلاقى است يعنى وقتى گفته مىشود شير به معنى شير متعارف نيست بلكه قيد تعارف از تناسب حكم و موضوع كشف مىشود و انتقال ذهن به قيد تعارف اطلاقى است نه وضعى .